تبليغاتX
آهنگسازان , راویان صدای اهورا

آهنگسازان , راویان صدای اهورا

روی در سیگار فروشی نوشته بود
بهمن تمام شد
آزادی نداریم
تیر موجود است

حسین پناهی

+ نوشته شده در 91/02/07 7:28 توسط کورش شهرکی |


    
        
موزاییک بانوی چنگ نواز به جا مانده از کاخ بیشابور که اکنون در موزه ی لوور قرار دارد
دوره حکومت ساسانیان بالغ بر چهارصد سال بطول انجامید و این عصر را در میان اعصار تاریخ ایران پیش از اسلام، درخشانترین دوره موسیقی نام نهاده اند. در این دوره قدرت متمرکز به جای قدرتهای پراکنده در ایران حاکمیت یافت و با تمرکز قدرت و جذب تدریجی ارباب هنر به دربار، زمینه رشد، پیشرفت و پرورش هنرمندان، بویژه موسیقیدانان فراهم آمد.

بطوری که در تاریخ ایران آمده است این تنها نام مشاهیر هنری دوره ساسانی است که باقیمانده و از مشاهیر دوره های قبل، حتی نامی هم در بین نیست. تا جایی که عده ای به وجود نوابغ علوم و هنر در ایران تا پیش از این اعتقاد ندارند و ایرانیان قدیم را تنها افرادی که دارای استعداد نظامی و اقتصادی بودند، می شناسند.

با ظهور شخصیت هایی همچون مانی و مزدک، انواع ادبیات هنری (غیر شعری) و هنرهای ظریفه رشد پیدا کرده و طرفدارانی را به خود جلب کرد. در این میان می توان به نقاشی های مکتب مانی، کتابهایی نظیر کارنامه اردشیر بابکان، خداینامه (خواتای نامک) و دهها اثر دیگر که از آن دوره برجای مانده است اشاره کرد.

اردشیر بابکان طبقات مختلف موسیقیدانها را نیک می شناخت و برای هریک قانون مخصوصی وضع کرده بود. انوشیروان در رعایت قانون و حقوق هنرمندان سعی آشکار داشت و بهرام گور خود چکام سرایی چیره دست بود.
با تشویق و حمایت دربار ساسانی از موسیقیدانها، مردم نیز بتدریج علاقمند به موسیقی شدند، بطوریکه در این دوره موسیقیدانان از رفاه و احترام بسیاری برخوردار بودند. نام اولین موسیقیدان بزرگ ایرانی از قبیل باربد، نکیسا، بامشاد و رامتین نیز از همان زمان برای ما به یادگار مانده است. همچنین نام بسیاری از الحان سازنده موسیقی و سازهای آن زمان. 

اردشیر بابکان
رواج موسیقی در عصر ساسانی با نام اردشیر بابکان تداعی می شود. اردشیر بابکان طی سلطنت خود که کمتر از بیست سال بود (241-226 میلادی) ، ایران را به مدارج بالایی از نظم و اعتبار جهانی رساند.

تعیین نظام طبقاتی مردم و همچنین موسیقیدانها از ابتکارهای او بود. در این زمان خنیاگران و رامشگران که از دیرباز جزو طبقات متوسط و گاهی حتی پست جامعه بودند، به سطح درباریان ترقی داده شدند. او درباریان را به هفت طبقه تقسیم کرده بود که موسیقیدانان در طبقه پنجم محسوب می شدند.


آرتور کریستین سن مستشرق اروپایی که در باره تمدن ایران در عهدد ساسانی تحقیقات زیادی انجام داده است با تحسین و تعجب می نویسد :
"در زمان حکومت ساسانیان و اردشیر، خنیاگران (نوازندگان و سازندگان) در ردیف مامورین عالیربته دولت بودند."

علامه عباس اقبال آشتیانی می نویسد :

"موسیقی در ایران قدیم، رونق بالنسبه کامل داشته است. اردشیر بابکان موسس سلسله ساسانی در موقعی که درباریان و اعیان حضرت خود را به طبقات ممتاز تقسیم می نمود، مطربان و مغنیان را طبقه مخصوصی قرار داد و در میان طبقات ایشان را مقامی متوسط اعطا فرمود."

بهرام گور
بهرام گور پانزدهمین پادشاه ساسانی بود، او در نوجوانی با فرهنگ و ادب و هنر کشورهای دیگر آشنا شد و طبق رسم اشراف زادگان آن زمان، بعد از یادگیری علوم و فنون مختلف، موسیقی آموخت.
بهرام مردی جنگاور بود که بی اندازه به موسیقی علاقه داشت. بطوریکه بعد از نشستن به تخت پادشاهی اولین کاری که کرد رسیدگی به وضع موسیقیدانان و تامین رفاه آنها بود. او موسیقیدانها را از لحاظ مقام و رتبه بالاتر برد و گروهی از آنها را به طبقه اول برنشاند. جانشینان بهرام تا انوشیروان نیز این رسم را برپا داشتند.
علاقه بهرام گور به موسیقی به حدی بود که هنرمندان بزرگ را با مطربان برابر می نشاند و به دلخواه خود تعیین رتبه می کرد. تا جایی که اسباب ناخشنودی عده ای را فراهم می ساخت! او هرکس را که مایه خوشنودی خود می دید برتر می نشاند.

ابو منصور ثعالبی صاحب کتاب "غررالاخبار ملوک الفرس" آورده است که :

"بهرام گور چهارصد نوازنده را از هند به ایران خواند، و این هنرمندان را بر سایر طبقات مقدم شمرد. این هنرمندان به نام لولی یا سوری نامیده می شدند. آنان شوخ و ظریف بودند و در هر کوی و برزن، شهر و روستا برای مردم ساز می نواختند و می خواندند."

حمزه اصفهانی اضافه می کند : "اینان در ایران ماندند و زاد و ولد کردند که طایفه زط همین ها هستند."
از کتاب موسیقی در ایران از آغاز تا امروز - جلد اول ، غلامرضا جوادی

+ نوشته شده در 90/10/10 0:0 توسط کورش شهرکی |


رخش،گاری کشی می کند
رستم ،کنار پیاده رو سیگار می فروشد
سهراب ،ته جوب به خود پیچید
گردآفرید،از خانه زده بیرون
مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنند
ابوالقاسم برای شبکه سه ،سریال جنگی می سازد
وای...
موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند!!

+ نوشته شده در 90/07/08 20:5 توسط کورش شهرکی |


    

درد من تنهایی نیست بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت ، بی عرضگی را صبــر و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمـت خداونـــد می نامند .

" گاندی"

+ نوشته شده در 90/02/10 18:44 توسط کورش شهرکی |


موسیقی مذهبی

بر اساس نوشته های هرودوت مورخ یونانی، مغان هخامنشی بدون همراهی ساز با نای سرودهای مذهبی می خواندند و از این نظر، نه مثل سرود خوانان بابلی و آشوری بودند و نه تحت تاثیر اقوام سامی. موسیقی این سرودها صرفآ موسیقی آوازی بود و نه موسیقی سازی.
مشاهده می کنید که پرهیز از استفاده از ساز و آلات در موسیقی مذهبی از ادوار گذشته تاریخی وجود داشته و اثرات آن تا به امروز هم به چشم می خورد.
مسئولیت اجرای سرودهای مذهبی با موبدان خوش آواز بوده و به قول "استرابو" دانشمند یونانی این نغمه ها منحصر به مفاخر پهلوانی و مناجات با یزدان بوده است. شایان ذکر است که امروزه بازمانده هایی از این آئین کهن هنوز هم در فرهنگ ایران دیده می شود.

هرودوت همچنین می نویسد :

"ایرانیان برای قربانی در راه خداوند و مقدسات خود، کشتارگاه و آتشکده ندارند و بر قبور مردگان شراب نمی پاشند. در عوض یکی از پیشوایان مذهبی حاضر می شود و یکی از سرودهای مذهبی را می خواند."


موسیقی رزمی

اما در دوران هخامنشی موسیقی نوع دیگری هم موجود بوده است. یکی از انواع دیگر، موسیقی رزمی با جنگی بوده است.

گزنوفون دیگر مورخ یونانی در کتاب "سیروپیدیا" می نویسد :

"کورش کبیر به عادت دیرینه، در موقع حمله به ارتش آشور سرودی را آغاز کرد و سپاهیان او با صدای بلند آنرا خواندند و بعد از پایان سرود، آزادمردان با قدمهای مساوی و منظم به راه افتادند. کورش در وقت حمله به دشمن سرود جنگی را آغاز کرد و سپاهیان با او هماهنگ شدند."
"کورش برای حرکت سپاه دستور داد سربازان با شنیدن صدای شیپور قدم بردارند و حرکت کنند، زیرا صدای شیپور علامت حرکت است."
این سروده ها برای بر انگیختن حس شجاعت و دلیری سربازان اجرا می شد و گزنوفون اضافه می کند که :
"کورش از کشته شدن سربازان طبری و طالشی مغموم شد و برای مرگ سربازان مازندرانی و طالشی سرودی خواند و این همان سرودی است که در ادوار بعد در مراسم موسوم به 'مرگ سیاوش' خوانده می شد."
این مراسم هنوز هم در بین بسیاری از طوایف ایرانی وجود دارد و بنام "سوگ سیاوشان" یا "سووشون" معروف است و بقایای این آئین قدیمی حتی در مراسم آئینی ایران بعد از اسلام نیز دیده می شود.
از دوران هخامنشی سازهایی باقیمانده است از آنجمله می تواند به کرنا، نی، شیپور، کوس (نوعی ساز ضربی)، درای و سنج اشاره کرد.
در سال 1336 هجری شمسی در کاوشهای تخت جمشید در حول و حوش آرامگاه اردشیر سوم هخامنشی، یک شیپور فلزی به طول 120 سانتی متر به دست آمد که شبیه کرنای است. قطر دهنه آن 50 سانتیمتر و جزو سازهای جنگی محسوب می شود.
       

 
موسیقی مجلسی

اما نوع دیگری از موسیقی بنام مجلسی نیز در آن روزگار مرسوم بوده است. موسیقی مجلسی یا همان بزمی از دیر باز در تمدن ایران وجود داشته است. آوازهای فراغت، سرودهای شادی و سرور، در جلسات بزم بکار می رفت و سازهای ویژه و شیوه اجرای خاص خود را داشت.
گزنوفون و هرودوت هر دو از این نوع موسیقی نام برده اند و دیگر مورخ یونانی "آتنه" در این باره نوشته است که :
"در جشن مهرگان که در حضور شاهنشاه هخامنشی برگزار می شد، نوازندگان و خوانندگان با اجرای برنامه هایی در مجلس شرکت می کردند و خوانندگان و نوازندگان در آن جشن ها سهم اساسی داشتند."
هرودوت از وجود تعداد زیادی موسیقیدان در عصر هخامنشی یاد می کند و می نویسد که آنها در دربار نیز زندگی می کردند و در روزهای جشن همچون مهرگان، سده، نوروز و ... به دربار خوانده می شدند و شادی و سرور برپا می کردند.

گزنوفون نیز می نویسد :

"کورش برای کیاخسار تعدادی از موسیقیدانها را برگزید ... اسکندر مقدونی از خزانه کورش 320 فقره اسب و آلات موسیقی را بدست آورد ..."
و جالب اینجاست که در سفرنامه فیثاغورث نیز به مراسم تاجگذاری داریوش اشاره شده است :
"حدود 360 دختر خنیاگر (نوازنده یا خواننده) به آوزاخوانی و نوازندگی می پرداختند."


موسیقی ایران از آغاز تا امروز - جلد اول ، غلامرضا جوادی

+ نوشته شده در 90/01/26 19:47 توسط کورش شهرکی |


                                 

آیا میتوان در نواحی کوهستانی (HighLand) اسکاتلند سه گاه را شنید؟ البته که می شود! بد نیست بدانیم که نی انبان های کوهستانهای اسکاتلند گامهایی را به گوش می رسانند که میکروتونال بوده و فواصل بعضی از آنها دقیقاً منطبق بر دستگاههای خودمان می باشد.


نگاهی کلی به سازشناسی نی انبان:
نی انبان سازی بادی است که در ساده ترین شکل خود از قسمتهای زیر تشکیل شده است:
1- Blow Pipe یا لوله دمیدنی
2- Chanter یا لوله صوتی
3- Bag یا انبان

در این ساز هوا از طریق لوله دمیدنی وارد انبان شده بدون آنکه برگشتی به خارج از آن داشته باشد. سپس با فشار بازوان نوازنده به انبان هوای لوله صوتی مرتعش شده و نوازنده قادر به نواختن ساز می گردد.نی انبان از نظر رده بندی جزء سازهای بادی زبانه دار ترکیبی می باشد.
در نی انبان های مدرن علاوه بر بخشهای موجود، می توان لوله های واخوان را مشاهده نمود(Drone). این لوله ها، تامین کننده صداهای پدال بوده که یکنواخت و ممتد به گوش می رسند. لوله های واخوان دارای زبانه (Reed) بوده و طول های مختلف دارند. بعنوان مثال در نی انبان نواحی کوهستانی اسکاتلند می توان لوله های واخوان باس و تنور را مشاهده نمود. لوله صوتی (Chanter) به دو شکل متفاوت مشاهده می شود: استوانه ای مانند کلارینت با انتهای مخروطی شکل خود و با یک زبانه یا مخروطی مانند ابوآ با زبانه دوبل. لوله های واخوان نیز استوانه ای زبانه دار بوده و از چند تکه ساخته شده اند تا بتوان آنها را کوک نمود.


نی انبان های نواحی کوهستانی اسکاتلند:

در اسکاتلند چهارگونه نی انبان مشاهده میگردد:
1- نی انبان های نواحی مرتفع و کوهستانی
2- نی انبان های نواحی پست
3- نی انبان های کوچک Northumbrian
4- نی انبان های ایرلندی Hybrid union

نی انبان کوهستانی اسکاتلند تا قرن 16 در موسیقی نظامی کاربرد داشته است. در این ساز، انبان از جنس پوست گوسفند بوده که به آن سه لوله واخوان، یک لوله صوتی و یک لوله دمیدنی وصل شده است. دو عدد از لوله های واخوان یک اکتاو بم تر از نت A لوله صوتی بوده درحالیکه لوله واخوان بلندتر دو اکتاو بم تر از نت A می باشد . لوله صوتی از نوع مخروطی بوده و دارای هشت سوراخ می باشد.

ساختار فواصل در نی انبان های نواحی کوهستانی اسکاتلند:
فواصل موجود در لوله صوتی نی انبان توالی زیر را نشان می دهند که در فاصله نهم بزرگ می گنجند:
G A B C# -D E F# -G A (علامت منفی نشاندهنده کمتر بودن فاصله است)

با اینحال تعدادی از این فواصل در توالی 12 نیم پرده (در هر سیستم کوک که فرض شود) نگنجیده و به حالت میکروتن در آمده اند. بعضی از انواع نی انبان در فاصله نهم بزرگ خود چندین گونه گام را به نمایش می گذارند. یکی از این گام ها دارای توالی زیر است :

با انتقال A به C داریم : (الگوی شماره 1)

'CBbApGFEpDC
120010098537034953411970
رفتار مدال در این ساختار براساس مدهای ائولین، دورین و میکسولیدین صورت میگیرد. در این ساختار می توان فواصلی مانند C-Ep-G را مشاهده نمود.(p و sعلامت سری وکرن می باشند.)

در مد دورین، درجه دوم گام یعنی D تونیک بوده (منطبق بر شور D ) درحالیکه در مد ائولین، نت A و در مد میکسولیدین، نت G تونیک می باشد (منطبق بر شور G ).
سه گاه در واقع در مد ایونین می گنجد (با تونیک C) که تاکید بر روی درجه سوم این مد به عنوان نت شاهد رخ می دهد. مدهای دیگر مثلاً دورین (منطبق بر شور D ) در این گام دارای ساختاری به شکل زیر می باشند:
D Ep F G Ap Bb C D
در ساختار شماره 1 با سیستم سه گاهی مواجه هستیم که دارای چهارم و پنجم درست می باشد. احتمال این که این فواصل از دوران قرون وسطی برجا مانده باشند زیاد است. فرض دیگری حاکی است که تئوری فواصل مساوی سوراخها در سازهای بادی رومی یا تسلط اعراب به اسپانیا چنین سیستمی را به ارمغان آورده است. همچنین در حین جنگهای صلیبی، خصوصیات موسیقی شرقی به اروپا راه یافت. به هر حال این شباهت ساختاری در فواصل نشان از نوعی ارتباط فرهنگی و فهم مشترک موسیقایی ملل مختلف دارد. 

نی انبان بوشهر                        



+ نوشته شده در 89/10/18 17:17 توسط کورش شهرکی |


داستانی که در زیر نقل می‌شود، مربوط به دانشجویان ایرانی است که دوران سلطنت «احمدشاه قاجار» برای تحصیل به آلمان رفته بودند و آقای «دکتر جلال گنجی» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجی نیشابوری» برای نگارنده نقل کرد:


ما هشت دانشجوی ایرانی بودیم که در آلمان در عهد «احمد شاه» تحصیل می‌کردیم. روزی رئیس دانشگاه به ما اعلام نمود که همۀ دانشجویان خارجی باید از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملی کشور خودشان را بخوانند. ما بهانه آوریم که عدۀ‌مان کم است. گفت: اهمیت ندارد. از برخی کشورها فقط یک دانشجو در اینجا تحصیل می‌کند و همان یک نفر، پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد، و سرود ملی خود را خواهد خواند

چاره‌ای نداشتیم. همۀ ایرانی‌ها دور هم جمع شدیم و گفتیم ما که سرود ملی نداریم، و اگر هم داریم، ما به‌یاد نداریم. پس چه باید کرد؟ وقت هم نیست که از نیشابور و از پدرمان بپرسیم. به راستی عزا گرفته بودیم که مشکل را چگونه حل کنیم .. یکی از دوستان گفت: اینها که فارسی نمی‌دانند. چطور است شعر و آهنگی را سر هم بکنیم و بخوانیم و بگوئیم همین سرود ملی ما است .. کسی نیست که سرود ملی ما را بداند و اعتراض کند..


اشعار مختلفی که از سعدی و حافظ می‌دانستیم، با هم تبادل کردیم. اما این شعرها آهنگین نبود و نمی‌شد به‌صورت سرود خواند. بالاخره من [دکتر گنجی] گفتم: بچه‌ها، عمو سبزی‌فروش را همه بلدید؟ گفتند: آری. گفتم: هم آهنگین است، و هم ساده و کوتاه. بچه‌ها گفتند: آخر عمو سبزی‌فروش که سرود نمی‌شود. گفتم: بچه‌ها گوش کنید! و خودم با صدای بلند و خیلی جدی شروع به خواندن کردم: «عمو سبزی‌فروش . . ... بله. سبزی کم‌فروش . . . بله. سبزی خوب داری؟ . .. . بله» فریاد شادی از بچه‌ها برخاست و شروع به تمرین نمودیم. بیشتر تکیۀ شعر روی کلمۀ «بله» بود که همه با صدای بم و زیر می‌خواندیم. همۀ شعر را نمی‌دانستیم. با توافق هم‌دیگر، «سرود ملی» به این‌صورت تدوین شد:

عمو سبزی‌فروش! . . . بله

سبزی کم‌فروش! . ... .. .. بله
سبزی خوب داری؟ . . بله
خیلی خوب داری؟ .. . . بله
عمو سبزی‌فروش! . . . بله
سیب کالک داری؟ .. . . بله
زال‌زالک داری؟ . . . . . بله
سبزیت باریکه؟ .. . . . . بله
شبهات تاریکه؟ .... . . . . بله
عمو سبزی‌فروش! . . . بله
این را چند بار تمرین کردیم. روز رژه، با یونیفورم یک‌شکل و یک‌رنگ از مقابل امپراطور آلمان، «عمو سبزی‌فروش» خوانان رژه رفتیم. پشت سر ما دانشجویان ایرلندی در حرکت بودند. از «بله» گفتن ما به هیجان آمدند و «بله» را با ما همصدا شدند، به‌طوری که صدای «بله» در استادیوم طنین‌انداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان به‌خیر گذشتفصلنامۀ «ره‌ آورد» شمارۀ 35

+ نوشته شده در 89/07/25 12:52 توسط کورش شهرکی |


                                        

درسایت یکی از شرکتهای سازنده بزرگ پیانو بنام Baldwin به نکته جالبی اشاره شده است. این شرکت که از سال 1862 مشغول ساخت پیانو است در قسمتی از سایت خود تحت عنوان Piano History راجع به تاریخچه پیانو صحبت کرده است.

و در آن صفحه بصورت مصور سیر تکاملی پیانو از گذشته تا به امروز را آورده است. در ابتدایی ترین بخش این قسمت عکس سازی را انداخته است که بی شباهت به سنتور ما ایرانی ها نیست. در این سایت آمده که Dulcimer (سنتور) از اجداد پیانو است که کمی پس از تولد حضرت عیسی مسیح (ع) در ایران بوجود آمده است.

در ادامه سپس مقایسه ای کرده که ساختار داخلی این ساز شبیه پیانو هست، شامل جعبه صدا و خرکهایی که سیم ها را نگاه میدارند و تنها تفاوت عمده چکش ها هستند که بجای کلاویه توسط دست به سیم ها ضربه وارد میکنند.

+ نوشته شده در 89/04/09 22:46 توسط کورش شهرکی |


                                     dar andisheye...

          دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند                                         پنهان خورید باده که تعزیر می کنند

          ناموس عشق و رونق عشاق می برند                                          عیب جوان و سرزنش پیر می کنند

          جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز                                         باطل در این خیال که اکسیر می کنند

          گویند رمز عشق مگویید و مشنوید                                           مشکل حکایتیست که تقریر می کنند

          ما از برون در شده مغرور صد فریب                                               تا خود درون پرده چه تدبیر می کنند

           تشویش وقت پیر مغان می دهند باز                                         این سالکان نگر که چه با پیر می کنند

          صد ملک دل به نیم نظر می توان خرید                                        خوبان در این معامله تقصیر می کنند

          قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست                                         قومی دگر حواله به تقدیر می کنند

          فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر                                          کاین کارخانه ایست که تفییر می کنند

          می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب                              چون نیک بنگری همه تزویر می کنند

          "حافظ"

+ نوشته شده در 88/02/14 11:37 توسط کورش شهرکی |


در کاوشی که بین سالهای ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶ میلادی در تپه "چغامیش" خوزستان (نزدیک دزفول) به دست استادان باستان شناسی دانشگاه نیویورک پرفسور "دلوگاز" و "هلن. جی. کانتور" صورت گرفته است، سندی پنج هزار ساله به دست آمده است که کهنترین همنوازی (ارکستر) جهان را در خود به یادگار دارد.
این باستانشناسان در مورد این تصویر گفته اند :"... این نمونه های هنر تصویری با همهء اهمیتی که از نظر حالت هنری، و آگاهی ما به زندگی این دوران دارند، دارای ارزش­هایی هستند بسی از این بالاتر و اگر درست بگوییم سند نخستین دستاوردهای بشری هستند که ارزش جهانی داشته اند."

یکی از این نمونه ها نخستین سندی است که بشر از موسیقی به شکل هنر سازمان یافته دارد، این تصویر یک گروه نوازنده را نشان میدهد که در واقع پیش رو ارکسترهای امروزی را مجسم میکنند.

tasvir avalin hamnavaziye jahan dar iran zamin

بر روی این تصویر چنگ بزرگی دیده میشود که پشت سر آن نیمرخ نوازندهای زانو زده است. افزون بر چنگ نواز، نفر دومی دیده میشود که با دستهای باز جلوی چیزی نیم دایره نشسته و طبل مینوازد.
نوازندهء سوم دو چیز شاخ مانند به دست گرفته است. ما در آغاز می پنداشتیم قاشقک باشد. ولی روی تکهء دیگر به وضوح دیدیم که انتهای یکی از این شاخها به دهان نوازنده میرسد. بیگمان نوازنده، یک آلت موسیقی بادی، که شاید بوق بوده، مینوازد. یکی دیگر هم به دست دارد. نفر چهارمی که دستش را به گونه ها برده، درست همان حالت آوازخوان را دارد که بعدها در هنر مصری یافته شد و هنوز هم در خاورمیانه این حالت را میتوان دید.
بنابراین در این تصویر با "ارکستری" روبرو هستیم که دارای سازهای زهی و ضربی و بادی است و خواننده ای با آواز آنان را همراهی میکند. تازه ارکستر گوشه ای از صحنه است. نوازندگان جز طبل زن، به سمت راست برگشته اند. برابر آنها مردی روی بالشی نشسته و میزی در جلوی خود دارد که روی آن خوراکیها و افشره هایی چیده اند و خدمتکاری مشغول پذیرایی است.
صحنه نمایشگر ضیافتی است همراه با موسیقی و احتمالا این ضیافت به آیینهای دینی نیز بستگی داشته است.

باید چند نکته را نیز به این نوشتار افزود :
نخست اینکه، در سمت چپ لوحه نشانی از بریدگی میبینیم، پس احتمالا سازهایی در طرفی که شکسته و اکنون وجود ندارد نیز وجود داشته است.
دو دیگر اینکه، این مراسم دینی نیست و بزرگی یا امیری را نشان میدهد که در حال رامش است.
سه دیگر آنکه، آنچه روبروی این مرد است"خوان" است که ایرانیان روی آن غذا و شراب میخورده اند و نوشیدن نیز پس از صرف غذا بوده :

چونان خورده شد، خوان بیاراستند      می رود و رامشگران خواستند
فردوسی

و این بیتی است که بارها در شاهنامه آمده است و اینک تصویر آن از پشت پرده های پنج هزار سالهء روزگار بیرون می آید !
این تصویر یک راز بزرگ دیگر را نیز روشن می سازد و آن اینست که "چنگ"، سازی ایرانی است و چون در آن هنگام چنگ هفت وتری در ایران بوده پس نتهای موسیقی به ترتیبی که امروزه در جهان شناخته شده است در ایران حداقل پنج هزار سال مرتب شده بوده است !


 مرزهای نو، ص. 26 خرداد 1349 به نقل از ماهنامهء یونسکو.
 "خوان" به معنی میز هنوز در واژه های "خوانچه" به معنی میز با پایه های کوتاه و پیشخوان به معنی میزی که جلوی دکان­ها میگذارند بر زبان ما جاری است. "میز" نیز واژه ای ایرانی است و از "میزد"(مـیـَزد) گرفته شده است، و آن غذایی است که در جشنها و مراسم مذهبی داده میشده و "میزدپان" کسی بوده است که آن غذا را در جشن یا مراسم مذهبی می داده است و بعدها واژهء "میزدپان" به "میزبان" تغییر آوا داده است. میز به معنی خوان در سالهای اخیر از میزبان مشتق شد و در شعرها و نوشته های باستانی همه جا از آراستن خوان سخن رفته است نه از آوردن خوان که معنی سفره از آن بیاید. رومیزی نیز در زبان فارسی"دستار خوان"(دستارخوان - دسترخوان) نامیده میشود.

دلی را، کش از آنجا نیست قوتی       میان اهل دل، دستارخوان است
عطار نیشابوری

(منبع : زمینه ی شناخت موسیقی ایرانی - استاد فریدون جنیدی)

+ نوشته شده در 88/01/10 19:40 توسط کورش شهرکی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

کورش شهرکی

فارغ تحصیل کنسرواتوار میکلا

لیسنکو شهر لویو اکراین در رشته

آهنگسازی در کلاس پرفسور بهدانا

فلریاک

و دانشجوی کنسرواتوار

چایکوفسکی کیف اکراین در رشته

آهنگسازی کلاس پروفسور

دیچکو لیسیا واسیلیونیا

پذیرش سفارش آهنگسازی

تنظیم و اجرای موسیقی

کلاسیک ، ایرانی ، پاپ و

موسیقی فیلم

تلفن تماس-کورش شهرکی

اکراین

00380974122635

00380936445331

ایران

00989137161430


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

نوای همایون
موسیقی خوب
گلبانگ مهر
دیلمان
نغمه ای از بهشت
ناشکیبا
موسیقی ایران
علاقه مندان حرفه ای موسيقی
موسیفی عاشقانه
تکنواز
دنیای موسیقی آرایا
لیلی موزیک
سازهای کوبه ای
موسیقی اصیل ایرانی
ملودی ساز من
چهره به چهره
نوای سنتور
همه چیز در مورد پیانو
آهنگ و آهنگسازی
نت های خط خطی
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

اردیبهشت 1391

دی 1390
مهر 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
دی 1389
مهر 1389
تیر 1389
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387


آرشیو موضوعی

گام شناسی
سبکها و ژانرهای موسیقی
پیرامون خنیاگری در ایران زمین
نفسی در هوای شعر


پیوندها

مقاله دات کام
نامه’ باستان
صادق هدایت
آریا بوم
مرز پرگهر
همراز اهورا
ايران شكوه از ياد رفته
يك ایرانی
به نام خالق پارس
زرتشت نخستین پیامبر جهانی
سلطنت کهنه
میهنم ایران
مزدشت
زرتشت و ایران باستان
دختر زرتشتی
نبردگاه آریاییان
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin