تبليغاتX
آهنگسازان , راویان صدای اهورا

آهنگسازان , راویان صدای اهورا

                                     dar andisheye...

          دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند                                         پنهان خورید باده که تعزیر می کنند

          ناموس عشق و رونق عشاق می برند                                          عیب جوان و سرزنش پیر می کنند

          جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز                                         باطل در این خیال که اکسیر می کنند

          گویند رمز عشق مگویید و مشنوید                                           مشکل حکایتیست که تقریر می کنند

          ما از برون در شده مغرور صد فریب                                               تا خود درون پرده چه تدبیر می کنند

           تشویش وقت پیر مغان می دهند باز                                         این سالکان نگر که چه با پیر می کنند

          صد ملک دل به نیم نظر می توان خرید                                        خوبان در این معامله تقصیر می کنند

          قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست                                         قومی دگر حواله به تقدیر می کنند

          فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر                                          کاین کارخانه ایست که تفییر می کنند

          می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب                              چون نیک بنگری همه تزویر می کنند

          "حافظ"

+ نوشته شده در 88/02/14 11:37 توسط کورش شهرکی |


در کاوشی که بین سالهای ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶ میلادی در تپه "چغامیش" خوزستان (نزدیک دزفول) به دست استادان باستان شناسی دانشگاه نیویورک پرفسور "دلوگاز" و "هلن. جی. کانتور" صورت گرفته است، سندی پنج هزار ساله به دست آمده است که کهنترین همنوازی (ارکستر) جهان را در خود به یادگار دارد.
این باستانشناسان در مورد این تصویر گفته اند :"... این نمونه های هنر تصویری با همهء اهمیتی که از نظر حالت هنری، و آگاهی ما به زندگی این دوران دارند، دارای ارزش­هایی هستند بسی از این بالاتر و اگر درست بگوییم سند نخستین دستاوردهای بشری هستند که ارزش جهانی داشته اند."

یکی از این نمونه ها نخستین سندی است که بشر از موسیقی به شکل هنر سازمان یافته دارد، این تصویر یک گروه نوازنده را نشان میدهد که در واقع پیش رو ارکسترهای امروزی را مجسم میکنند.

tasvir avalin hamnavaziye jahan dar iran zamin

بر روی این تصویر چنگ بزرگی دیده میشود که پشت سر آن نیمرخ نوازندهای زانو زده است. افزون بر چنگ نواز، نفر دومی دیده میشود که با دستهای باز جلوی چیزی نیم دایره نشسته و طبل مینوازد.
نوازندهء سوم دو چیز شاخ مانند به دست گرفته است. ما در آغاز می پنداشتیم قاشقک باشد. ولی روی تکهء دیگر به وضوح دیدیم که انتهای یکی از این شاخها به دهان نوازنده میرسد. بیگمان نوازنده، یک آلت موسیقی بادی، که شاید بوق بوده، مینوازد. یکی دیگر هم به دست دارد. نفر چهارمی که دستش را به گونه ها برده، درست همان حالت آوازخوان را دارد که بعدها در هنر مصری یافته شد و هنوز هم در خاورمیانه این حالت را میتوان دید.
بنابراین در این تصویر با "ارکستری" روبرو هستیم که دارای سازهای زهی و ضربی و بادی است و خواننده ای با آواز آنان را همراهی میکند. تازه ارکستر گوشه ای از صحنه است. نوازندگان جز طبل زن، به سمت راست برگشته اند. برابر آنها مردی روی بالشی نشسته و میزی در جلوی خود دارد که روی آن خوراکیها و افشره هایی چیده اند و خدمتکاری مشغول پذیرایی است.
صحنه نمایشگر ضیافتی است همراه با موسیقی و احتمالا این ضیافت به آیینهای دینی نیز بستگی داشته است.

باید چند نکته را نیز به این نوشتار افزود :
نخست اینکه، در سمت چپ لوحه نشانی از بریدگی میبینیم، پس احتمالا سازهایی در طرفی که شکسته و اکنون وجود ندارد نیز وجود داشته است.
دو دیگر اینکه، این مراسم دینی نیست و بزرگی یا امیری را نشان میدهد که در حال رامش است.
سه دیگر آنکه، آنچه روبروی این مرد است"خوان" است که ایرانیان روی آن غذا و شراب میخورده اند و نوشیدن نیز پس از صرف غذا بوده :

چونان خورده شد، خوان بیاراستند      می رود و رامشگران خواستند
فردوسی

و این بیتی است که بارها در شاهنامه آمده است و اینک تصویر آن از پشت پرده های پنج هزار سالهء روزگار بیرون می آید !
این تصویر یک راز بزرگ دیگر را نیز روشن می سازد و آن اینست که "چنگ"، سازی ایرانی است و چون در آن هنگام چنگ هفت وتری در ایران بوده پس نتهای موسیقی به ترتیبی که امروزه در جهان شناخته شده است در ایران حداقل پنج هزار سال مرتب شده بوده است !


 مرزهای نو، ص. 26 خرداد 1349 به نقل از ماهنامهء یونسکو.
 "خوان" به معنی میز هنوز در واژه های "خوانچه" به معنی میز با پایه های کوتاه و پیشخوان به معنی میزی که جلوی دکان­ها میگذارند بر زبان ما جاری است. "میز" نیز واژه ای ایرانی است و از "میزد"(مـیـَزد) گرفته شده است، و آن غذایی است که در جشنها و مراسم مذهبی داده میشده و "میزدپان" کسی بوده است که آن غذا را در جشن یا مراسم مذهبی می داده است و بعدها واژهء "میزدپان" به "میزبان" تغییر آوا داده است. میز به معنی خوان در سالهای اخیر از میزبان مشتق شد و در شعرها و نوشته های باستانی همه جا از آراستن خوان سخن رفته است نه از آوردن خوان که معنی سفره از آن بیاید. رومیزی نیز در زبان فارسی"دستار خوان"(دستارخوان - دسترخوان) نامیده میشود.

دلی را، کش از آنجا نیست قوتی       میان اهل دل، دستارخوان است
عطار نیشابوری

(منبع : زمینه ی شناخت موسیقی ایرانی - استاد فریدون جنیدی)

+ نوشته شده در 88/01/10 19:40 توسط کورش شهرکی |


موسیقی کانتری

در جریان یک مهاجرت ٫ مهاجران علاوه بر دارایی و ثروت خویش٫زبان علم و فرهنگ خاص کشور خود  که در وجود آنان حک شده و دارای لایه های عمیقی نیز می باشد را با خود به کشور میزبان میبرند. اروپاییان مهاجر به امریکا همراه خویش موسیقی فلکلور اروپا که دارای تنوع و رنگارنگی وسیعی بود را به کشوری بردند که دیگر خانهء همهء آنان محسوب می شد.موسیقی کانتری از دل این موسیقی که دیگر موسیقی فلکلور جنوب غربی و شرقی کشور امریکا شناخته میشد برآمد و جوابی بود به احساس موسیقیایی سپید پوستان روستایی نشین مهاجر٬جوابی که با ریشه دواندن در موسیقی  رنگارنگ اروپا به یک موسیقی یک رنگ٬ با شکل و شمایلی ساده ٬تمهایی مشابه و در عین حال متنوع با واریاسیون هایی متعدد تبدیل شده بود.

در محتوای سازبندی موسیقی کانتری به گیتار ٬بانجو٬ ماندولین٬ ویولن٬ کنتراباس و سازدهنی بر می خوریم٬هرچند که موسیقی دانهای معاصر کانتری از سازهای الکترونیک و ضربی نیز غافل نمانده اند و از آنها نیز در موسیقی شان بهره کافی می برند. 

موسیقی کانتری را به طور کلی به دو دستهء اصلی می توان تقسیم نمود:

کانتری سنتی( Traditional country)و کانتری مردمی(Pop country)

ناگفته نماند شیوه و سبک مردمی آن طرفداران بیشتری را جذب خویش کرده.کانتری مردمی در واقع شاخه هایی از سبک راک (Rock) محسوب میشود که پخش آن برای اولین بار از یکی از رادیو های آمریکا بنام رادیو (Nashville)آنرا تبدیل به صنعتی سود آور کرد و از آن پس این موسیقی جای خود را در بین سبکهای سنتی آمریکا حفظ و تثبیت نمود.شهر نشویل٬تنسی٬در واقع مرکز فرهنگی و پایتخت موسیقی کانتری به حساب می آید و هر ساله فستیوال موسیقی کانتری در آنجا برگزار می شود. با توجه به اینکه  تالار مفاخر موسیقی کانتری (Country music hall of and museum)که به مانند یک موزه و جهت بزرگداشت تاریخ و فرهنگ کانتری بنا شده نیز در آنجا واقع می باشد.

تالار مفاخر موسیقی کانتری

 نمایی از تالار مفاخر موسیقی کانتری در نشویل

موسیقی کانتری موسیقی ای بود که جهت سپید پوستان روستایی نشین تهیه شد و از علایق کاوبوی های آمریکایی(Cowboy) به حساب می آمد.شاید بتوان گفت این مخاطب قرار دادن سپید پوستان به آن رنگ و لعاب نژادپرستانه ای داد.به گونه ای که در حال حاضر نیز شرکت های ضبط در نشویل به خاطر ترس از عدم فروش آثار و مشکلات نژادپرستانه به موسیقی دانهای سیاهپوست کانتری توجه خاصی نمی کنند.گویی سیاه پوستان کانتری گوش نمی دهند!!!...شاید از همین روست که موفقیت چارلی پراید به عنوان یک خواننده سیاهپوست موسیقی کانتری، خیلی عجیب به نظر می رسد.

در نیمهء اول قرن بیستم شاهد تاکید بسیاری از منتقدان نژادپرست بر اهمیت موسیقی کانتری در شکل گیری موسیقی راک اند رول بودیم. در صورتی که امروزه بسیاری از منتقدان و موسیقیدانها بر این باورند که در بیان اهمیت موسیقی کانتری ٬اغراق صورت گرفته و بنیاد اصلی موسیقی راک اند رول ٬بر موسیقی بلوز که منحصر به طبقهء کارگری سیاه پوستان بود بنا شده.

 

+ نوشته شده در 88/01/09 2:25 توسط کورش شهرکی |


                                         noroz 

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک

شاخه های شسته، باران خورده، پاک

آسمان آبی و ابر سپيد

برگهای سبز بيد

عطر نرگس، رقص باد

نغمه و بانگ پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک ميرسد اينک بهار

خوش بحال روزگار …

خوش بحال چشمه ها و دشتها

خوش بحال دانه ها و سبزه ها

خوش بحال غنچه های نيمه باز

خوش بحال دختر ميخک که ميخندد به ناز

خوش بحال جان لبريز از شراب

خوش بحال آفتاب …

ای دل من، گرچه در اين روزگار

جامهء رنگين نمی‌پوشی به كام

بادهء رنگين نمی‌نوشی ز جام

نقل و سبزه در ميان سفره نيست

جامت از آن می كه می‌بايد تهی است

ای دريغ از «تو» اگر چون گل نرقصی با نسيم

ای دريغ از «من» اگر مستم نسازد آفتاب

ای دريغ از «ما» اگر کامی نگيريم از بهار …

گر نکوبی شيشهء غم را به سنگ

هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ

"فریدون مشیری" 

+ نوشته شده در 87/12/30 14:34 توسط کورش شهرکی |


raghse bale dar tehran        

اجرای گروه باله در تالار رودکی به سال ۱۳۴۷

+ نوشته شده در 87/12/04 15:6 توسط کورش شهرکی |


گامهای دیاتونیک:

در این گروه از گامها بر خلاف گامهای کروماتیک (که فاصلهء میان درجات آن برابر بود) فاصلهء میان درجات گام برابر و یکسان نمی باشد.پر واضح است که این یکدست نبودن فواصل میان درجات گام بیانگر الگوی ساختاری خاص هر گام البته با ذکر استثناء به جز گامهای کروماتیک خواهد بود.گامهای دیاتونیک را می توان به دو بخش اصلی تقسیم نمود: 

گامهای دیاتونیک بزرگ (ماژور) و گامهای دیاتونیک کوچک (مینور).که البته در این نوشتار به شکلی اختصارگونه تنها به شرح حال گامهای دیاتونیک بزرگ (ماژور) می پردازیم.

گامهای دیاتونیک بزرگ (ماژور):

یک گام دیاتونیک بزرگ (ماژور) می تواند به حالت ساده و طبیعی خویش ظاهر شود و یا در شکل هارمونیک نفش خویش را ایفا کند و یا اینکه اصلا در قالب ملودیک پذیرای تلاطم های روحی آهنگسازی باشد که به الگوی ساختاری آن به دیدهء احترام نگریسته و فراموشی آن را جایز ندانسته.پس در اینجا به طور قاطع گامهای دیاتونیک بزرگ (ماژور) را به ۳ بخش فرعی تقسیم نموده و در عین حال با فراموش نکردن این نکته که هر بخش دارای الگوی ساختاری خاص و منحصر به فرد خویش می باشد.

  • گام بزرگ (ماژور) طبیعی:

هنگامی که بر روی پیانو از نت دو آغاز به نواختن تمامی کلاویه های سپید می کنیم تا به نت دو در اکتاوی بالاتر برسیم محصول شنیداری مان چیزی نیست جز یک گام بزرگ (ماژور) طبیعی.گامی که دارای هشت نت (با احتساب نت همنام آخر) و با الگوی ساختاری زیر می باشد.

                             I            II            III          IV          V          VI        VII         VIII                

                                   نیم پرده + پرده + پرده   +  پرده + نیم پرده + پرده + پرده

با کمی دقت می بینیم که این الگوی ساختاری خود نیز تشکیل شده از دو تکهء همانند و یکسان که در علم موسیقی به هر یک از آنها یک دانگ و یا یک تتراکورد می گویند.این دو تتراکورد با فاصله ای یک پرده ای نسبت به هم در محدودهء اکتاو تشکیل دهندهء گام بزرگ طبیعی می باشند.

                                       نیم پرده  پرده  پرده      پرده      نیم پرده  پرده  پرده

لازم به توضیحی کوتاه می دانم که هر الگوی ساختاری که به ایجاد گام بیانجامد علاوه بر نظم دهی و پراکندگی فواصل مختلف میان درجات گام که به ایجاد هویت آن گام مورد نظر می انجامد نظم و ترتیب دیگری را نیز با خود به همراه می آورد و آن تاثیر بر روند حرکت ملودیک میان درجات گام می باشد.  به طور کلی در هر گامی درجات گام را می توان به دو دستهء پایدار و نا پایدار تقسیم بندی  نمود.و به بیانی ساده درجات ناپایدار درجاتی هستند که در روند حرکت ملودیک خویش گرایش و تمایل به حل شدن در درجات پایدار را احساس می کنند.

در  گام بزرگ طبیعی درجات اول سوم و پنجم را درجات پایدار و درجات دوم چهارم ششم و هفتم را درجات ناپایدار می انگاریم.هر درجهء پایدار در آغوش دو درجهء نا پایدار که به فاصلهء دوم از آن قرار گرفته اند واقع شده ٬ دو درجه ای که هر دو گرایش به حل شدن در آن را در خویش احساس می کنند. 

game bozorge tabiii

مهمترین درجات گام پس از درجهء اول درجات پنجم و چهارم می باشند که دارای گرایشی به شکل زیر نسبت به درجهء اول می باشند.

darajate moheme gam   darajate mohem dar gam

  • گام بزرگ (ماژور) هارمونیک:

هر گاه درجهء ششم گام بزرگ طبیعی را نیم پرده پایین بیاوریم در حقیقت قدم به محدودهء گام بزرگ هارمونیک نهاده ایم.و از آنجایی که جهت ایجاد گام بزرگ (ماژور) هارمونیک درجهء ششم را نیم پرده پایین می آوردیم دیگر به طور طبیعی شاهد حضور دو دانگ مساوی نیز نخواهیم بود.گام بزرگ (ماژور) هارمونیک دارای الگوی ساختاری ای به شکل زیر

                              I            II            III           IV        V        VI               VII        VIII 

                               نیم پرده+یک و نیم پرده+نیم پرده+پرده+نیم پرده + پرده+   پرده

و رابطهء میان درجات آن در روند حرکت ملودیک نیز به شکل زیر می باشد:

game bozorge harmonic

در هنگام نگارش نت اثری که در گام بزرگ هارمونیک است باید به این نکته توجه نمود که نگارش علامت پایین آورندهء درجهء ششم را تنها قبل از نت یاد شده می نگارند و نه در قسمت سر کلیدها.

  • گام بزرگ (ماژور) ملودیک:

هر چند که در موسیقی های امروزی بسیار به ندرت این گام را می شنویم ولی به طور حتم این دلیلی بر کتمان و انکار موجودیت و تواناییهای این گام نخواهد بود.و مسلما این گام توانایی های لازم را داراست تا در هنگام نیاز پاسخی مناسب به تراوشات روحی آهنگساز بدهد.

جهت رسیدن به الگوی ساختاری این گام تنها کافی است درجات ششم و هفتم گام بزرگ طبیعی را نیم پرده پایین بیاوریم تا به الگوی ساختاری آن به شکل زیر برسیم

                              I          II          III         IV         V         VI         VII         VIII 

                                  پرده +   پرده + نیم پرده + پرده + نیم پرده + پرده + پرده

رابطهء میان درجات گام بزرگ ملودیک در روند حرکت ملودیک را به شکل زیر می توان نمایش داد: 

 game bozorge melodic

در روند نگارش هر اثری در این گام نیز همانند گام بزرگ هارمونیک باید تنها از نگارش علایم پایین رونده قبل از نتهای یاد شده استفاده نمود.

                                                                                                                            ادامه دارد...

+ نوشته شده در 87/11/24 19:9 توسط کورش شهرکی |


                                      shiva va damaru

آری عجیب و باورنکردنی است. اما در فلات تبت (Tibet) نوعی ساز ضربی بنام Damaru وجود دارد که در ساخت آن از جمجمه انسان استفاده می شود. این ساز از دو کاسه سر انسان تشکیل می شود و جالبتر از همه آنکه بنابر متون مذهبی مردم این منطقه، ترجیح بر آن است تا در ساخت این ساز از جمجمه سر یک پسر 16 ساله و یک دختر 12 ساله استفاده شود.

پوست کشیده شده روی جمجمه ها، پوست میمون می باشد و دو کاسه سر از قسمت بالا به یکدیگر متصل می شوند. برای چسباندن قسمت های مختلف ساز نیز از شیره درختان و خون انسان استفاده می شود. هر تکه از پوست بدن میمون توسط شانزده سوراخ بوسیله موی انسان روی جمجمه ها محکم می شود و تعدادی گلوله که از استخوانهای پرنده های آبی تهیه شده است توسط ریسمانهایی به وسط ساز متصل می شود. 

بدیهی است امروزه کمتر چنین سازی از کاسه سر انسان ساخته می شود و انواع چوبی آن جایگزین مدلهای قدیمی شده است. انواع چوبی ای که روی هرکدام از کاسه ها یک سری نقاشی های مذهبی نیز کشیده شده است
.
دامارو معمولا" در مراسم مذهبی مردم تبت در معابد مورد استفاده قرار میگیرد.

damaru az jomjome                                                 damaru  sakhteh shodeh dar zamane hazer

          دامارو از جنس کاسه سر انسان                                                             داماروی ساخته شده از چوب

همانطور که گفتیم دامارو دارای دو وجه می باشد وجهی که از جمجمه مذکر تهیه شده و دیگری که از جمجمه یک فرد مونث ساخته شده است. طبق عقاید هندوها، دامارو همواره باید بگونه ای در دست نوازنده باشد که قسمت مذکر آن سمت راست و قسمت مونث در سمت چپ قرار گیرد این قانون از این ریشه می باشد که در سنت هندیان رعایت نسبتهای پدر- مادر ، راست – چپ و مذکر – مونث همواره مورد تاکید می باشد. به همین دلیل در فرهنگ هند این ساز تا حدی وحشت برانگیز هم می باشد چرا که به اعتقاد آنها اشتباه دست گرفتن ساز بسیار بد یمن می باشد.

اما چرا در ساخت این ساز از این مصالح استفاده می شود؟ استفاده از مصالح مختلف از بدن انسان، حیوانات و گیاهان ریشه های مذهبی دارد، هدف آن است که وابستگی و هم بستگی این گونه های مختلف جاندار در زمین، هوا و دریا را به هم نشان دهد. از طرف دیگر انسان با استفاده از این مصالح در ساز و نواختن آن قدرت کنترل خود بر دنیا را به اثبات می رساند.

همچنین در اعتقادات مردم هند دامارو اغلب توسط شیوا نواخته می شود. شکلی که در ابتدای مطلب آورده شده است، شیوا را در حال نواختن دامارو به هنگام آفرینش نمایش میدهد. شیوا یا همان ماهشور(Maheshvar) یکی از خدایان بزرگ می باشد که خدای رقص بوده و معروف است که صدای تنفس او همانند یک موسیقی بسیار ملایم می باشد.

طبق عقاید هندو ها نیمی از بدن شیوا مرد و نیم دیگر آن زن می باشد. آنها اعتقادی به تفاوت مرد و زن ندارند و برای همین خدایان خود را اینگونه انتخاب می کنند. در واقع به همین علت هم هست که به هنگام نواختن ساز دامارو باید آنرا در جهت درست مذکر و مونث نگه داشت.

(منبع: گفتگوی هارمونیک)

 

+ نوشته شده در 87/11/05 21:42 توسط کورش شهرکی |


 

من از حاشیه می گریم

حاشیه ای بی متن

متنی میان تهی

که با زورقی ضخیم پوشیده شده است

و می توان دید آنچه را که نیست

و می توان برنده پوچی بود

من از حاشیه می آیم

و ترس از تهی شدن

مرا در انتهای حاشیه رنگین

به رکود کشانده است

و می توان گندید

در کنار حاشیه

چون آب در مرداب

و شما هم در انتهای حاشیه رنگین

به رکود نشسته اید

آی رکود زدگان !

می توان پارو زد

مرداب حاشیه ها را

اینک از حاشیه بگریزید

در ماورای پوچ

معبد وهمی را باید ویران کرد

و به ویرانه نشستن آزاد

"راهی"

+ نوشته شده در 87/10/21 0:10 توسط کورش شهرکی


به نظرم غرور آفرین آمد.حیفم آمد سکوت اختیار کرده و بهانهء نوشتن مقاله ای نو را نادیده بگیرم.آنجایی که خانم یانچین ژاهو قبل از اجرای برنامهء سنتور نوازی خویش در جشنوارهء جهانی سنتور در ایران چنین آغاز به سخن کرد:« یانچین به زبان چيني به معنی سنتور است و همانطوري كه مي بينيد نام من هم يانچين است . من تاريخ سه هزارساله سنتور را به كشوری آورده ام كه خود منشأ سنتور است .»

 آری چنبن است .ایران زادگاه سنتور و نه تنها زادگاه سنتور بلکه زادگاه فرهنگ و هنری است غنی که در مرزهایش نگنجید و سنتور گواهی است بر این ادعا.

امروزه در اکثر کشورهای جهان از جمله مجارستان چک اسلواکی اکراین انگلیس لهستان رومانی سوییس و یونان ... می توان صدای آسمانی سنتور را شنید."صدایی كه صدای ستارگان آسمان ايران زمین  است همچنانكه صدای همه سنتورها در دنيا."

در مورد پيدايش واژه سنتور دو نظريه وجود دارد:
۱-تبديل واژه سانتير به سنتير و سنتير به سنتور( سانتير به معني خواندن در مورد خداوند است )
۲-آمدن کلمهء سنتور از كلمهء سنت( يعني ۱۰۰ سيم دارد)

در مورد پیدایش و تاریخچهء حرکت این ساز در پهنه ء گیتی

ابداع سنتور را به فارابی نسبت داده اند اما نام این ساز بارها در کتب قدبمی تر از دورهء حیات فارابی آمده است.ابوالحسن علی بن حسین مسعودی تاریخ نگار مشهور در شرح اوضاع موسیقی در دورهء ساسانیان هنگام نام بردن از سازهای متداول موسیفی ساسانی واژهء سنتور(سنطور)را ذکر می کند.ولی این آغاز تاریخ سنتور نیست.می بایست یادی کرد از کهن ترین آثار بجای مانده از این ساز در سنگ تراشیهای آشور و بابلیان(۵۵۹ سال پیش از میلاد مسیح) و یا در آثارهء تاریخی شوش.

سنتور در زمان‌های بسیار دور حرکت خویش را ابتدا از ایران به سوی کشورهای آسیایی و سپس به دیگر نقاظ جهان آغاز نمود.پرواضح است که در روند این سفر تغییراتی در شکل و شمایلش و حتی بسته به زبان هر منظقه تغییراتی در نامش ایجاد شد.به عنوان مثال این ساز را در کشور چین یانچین در انگلستان باتر فلای ها، در آلمان و اتریش مک پر،در امریکا زیتر در هندوستان و چندی دیگر از کشورهای آسیایی سنتور در مجارستان و بلاروس سیمبالوم در اکراین سیمبالی و در اسلواکی سیمبال می نامند.

خانم ويكتوريا هرنچار در مورد تاریخ سنتور در اروپا چنین می گوید:

سنتور در قرون وسطی(از قرن ۹ تا ۱۳میلادی) توسط اقوام مهاجر از آسيا(ایران) به اروپا آورده شد و تا قرن پانزدهم ميلادی در هر كشور اروپايی از آن استفاده می شد.در قرن ۱۹ ميلادی تغييراتی در ساختمان اين ساز توسط شخصی بنام شوندا ايجاد شد نظير تعبيه پايه و پدال برای آن .توسط پدال طنين صدا قطع مي شود و باقی نماندن طنين صدا در آكوردهای مختلف ايجاد مشكل نخواهد كرد بنابراين امكان استفاده از آن در موسيقی كلاسيك فراهم شد.آهنگسازان بزرگي مانند فرانس ليست و كودائی آثار بسیاری با همراهی اين ساز خلق كردند.لازم به ذكر است كه در قرن ۱۹ ميلادی سنتور به اپـــرا هم راه يافت .

در قرن ۱۵ میلادی ابعاد سنتورهای رایج در اروپا به اندازهء ابعاد امروزی سنتور در ایران بودند با وسعت صدایی دو و نیم اکتاو. ولی با گذشت زمان و تعبیه پدال و استفاده از آن در موسيقي كلاسيك لزوم افزایش این ابعاد احساس گردید .تا بدان جا که امروزه سنتورهای اروپایی بعضا دارای ۵ اکتاو وسعت صدا می باشند.

و اما نگاهی به فصل جدید سنتور در ایران

سنتورهای امروزی در ایران به همان شكل و شمایل قرن پانزدهمی خویش باقی مانده اند و انگار گذر زمان نتوانسنه هيچ تغييری در ساختار آنان ایجاد نماید.هر چند در قرن اخير موسیقی دانهای ایرانی نیز دست به تلاشهایی مبنی بر تغيير در ساختار سنتور زدند.(ساختن سنتورهایی با وسعت صدایی بیشتر در ابعاد بزرگتر ،ایجاد پدال برای سنتور ،ساخت سنتورهای باس ،ایجاد شرایطی که بتوان با سنتور گامهای کروماتیک اروپایی را نواخت و ...)حتی این تغييرات به حدی بود که ما را دارای دو سبک و شیوهء مختلف کرد. یکی سبک و شیوهء سنتی و کلاسیک و دیگری شیوهء مدرن.اما نکتهء جالب اینجاست ، که ما سنتورهای مدرنمان ، همچنان همان سنتورهای قديمی مان هستند .انگار ذوق ايرانی هيچ دلش نمی آید كه تغييری در آن بدهد.

در هر حال بگذارید پایان این مقاله را اختصاص به نقل قولی از هانری ماسه، شرق شناس شهیر، بدهم :

 "موسيقی ايرانی همانطور كه منشاء موسيقی مشرق زمين است بايد روزی موجب افتخار ايران باشد و ايرانی ها به جای تقليد از موسيقی غربی بايد همت كنند امثال سماعی را به جهانيان معرفی كنند و اين نوای جان بخش را به گوش عالميان برسانند."


بلاروس مولداوی آلمان اتریش بلغارستان گرجستان ارمنستان تاجیکستان پاکستان سوریه ترکیه عراق مصر ویتنام کامبوج کره آمریکا چین  هندوستان روسیه.

*۲ سنتور حدود ۶۰۰-۷۰۰ سال پیش از ایران به چین برده شد. 

*۳ خانم ویکتوریا هرنچار ریاست انجمن جهانی سنتور نوازان را بر عهده دارد که از ۲۹ کشور آسیایی اروپایی آمریکایی جنوبی و استرالیایی تشکیل شده است.

+ نوشته شده در 87/10/20 23:23 توسط کورش شهرکی |


به نام خداوند جان و خرد                کزین برتر اندیشه بر نگذرد

شاید جای خالی این مقاله را از چندی پیش احساس کرده بودم.مقاله ای که رنگارنگی گامهای مختلف را تا حد امکان در یک زمان در پیش چشم بگذارد و وسعت انتخابی وسیعتری برای آهنگسازفراهم آورد.به واقع چنین است آهنگسازی که میخواهد راوی صدای زمان خویش باشد نمی تواند خود را در حصار دو سه چند گام ماژور و مینور ببیند.از این رو دست به جستجویی میزند تا تخیلات خویش را در جامه ای موزون و همگام با زمان خویش و در عین حال متفاوت از تکرارهای روزمره بیان کند.پر واضح است شناخت دقیقتر او از گامها به او در این راه یاری بسیار خواهد بخشید.

گام:

عبارت است از تعدادی اصوات پی در پی که با فاصله های معین و حساب شده به دنبال هم قرار می گیرند و آخرین نت آن تکرار نت اولیه در یک اکتاو بالاتر می باشد.بنابراین در هر گام آنچه حائز اهمیت است تعداد اصوات پیاپی و نیز فاصله میان آنهاست.این عوامل است که نوع گام را تعیین می کند.

گام کروماتیک:

به گامی که به صورت منظم دوازده نیم پرده را طی کند و به نت اولیه در یک اکتاو بالاتر برسد گام کروماتیک گویند.فاصله بین درجات این گام همواره نیم پرده است.این گام می تواند به صورت بالارونده باشد و یا به صورت پایین رونده.

در نوشتن یک گام کرومانیک هر گاه گام بالارونده باشد نشانه های بالارونده یعنی دیزها (معمولا به جز لا دیز که بجای آن سی بمل می آید) و هر گاه این گام به صورت پایین رونده باشد نشانه های پایین رونده یعنی بمل ها (غالبا به جز سل بمل که گاه بجای آن فا دیز می آید) به کار می روند.هرچند این قضیه تفاوتی چندان در روند عملی موسیقی ایجاد نمی کند.

game koromatik

از آنجایی که در محتوای یک گام کروماتیک تمامی نتهای موجود در محدوده اکتاو گنجانده شده به این نتیجه می رسیم که گام کروماتیک خواه از هر نت دلخواه شروع شده شخصیتی مستقل را در فبال گام کروماتیک دیگری برای خویش ایجاد نمی تواند بکند .به بیانی ساده تر در واقع در هر گام کروماتیک با آغازی معین نتهایی استفاده می شود که این نتها نقطه اشتراک تمامی گامهای کروماتیکند.بنابراین می توان ادعا کرد در گامهای کروماتیک حالت مرکزیت نت آغازین گام از بین می رود بر خلاف گامهای دیاتونیک.

اما خارج از این ناپایداری از پنجره دیگری هم می توان به گامهای کروماتیک نگریست.در واقع در یک گام کروماتیک گامهای ماژور و مینور را هم می توان یافت.یه عیارتی دیگر تمامی نتهای موجود در گامهای ماژور و مینور در محتوای گام کروماتیک وجود دارند.پس می نوانیم تقسیم بندی ای از گامهای کروماتیک به شکل زیر ارائه دهیم.

  • گام کروماتیک ماژور :

در گام کروماتیک ماژور در حرکت بالارونده تمامی نتها با علائم بالارونده نشان داده می شوند.به جز درجه ششم گام ماژور که بجای دیز شدن آن شاهد بمل شدن درجه هفتم هستیم.اما در حرکت پایین رونده همه نتها با علائم پایین رونده نشان داده می شوند به استثنای درجه پنجم گام ماژور که بجای بمل شدنش شاهد دیز شدن درجه چهارم هستیم.

koromatic

  • گام کروماتیک مینور :

حرکت بالارونده خویش را با فاصله دیاتونیک آغاز می کند بر خلاف گام کروماتیک ماژور که حرکت بالارونده اش با فاصله کروماتیک آغاز می شد.و اما در حرکت پایین رونده اش درست مشابه حرکت پایین رونده در گام کروماتیک ماژور نگاشته می شود.

لازم به یادآوری می دانم که تا به اینجا ما به این گامها تنها از دریچه تئوریک نگریستیم و از این دریچه آنها را تقسیم بندی نموده و به دو نوع مختلف نگاشتیم ولی در عمل اگر هر دو گام را یکبار بنوازیم به این حقیقت پی خواهیم یرد که هر دوی آنها عملا یکسان به گوش می رسند و دارای نتهای همانندی هستند.

پس نمی توان منکر این حقیقت شد که این جادوی آهنگساز است که با درک پیچیدگیهای تئوریک نگاه خاص خود به ظرافتهای موسیقی ایجاد ملودی روان با حس و حال گام مورد نظر و ایجاد آکوردهای زیر صدای بجا است که می نواند ماژور یا مینور بودن گام کروماتیک را رقم بزند.

ادامه دارد...

 

 

+ نوشته شده در 87/10/16 23:23 توسط کورش شهرکی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

کورش شهرکی

دانشجوی کنسرواتوار میکلا

لیسنکو شهر لویو اکراین در رشته

آهنگسازی کلاس پرفسور بهدانا

فلریاک

پذیرش سفارش آهنگسازی

تنظیم و اجرای موسیقی

کلاسیک ، ایرانی ، پاپ و

موسیقی فیلم

تلفن تماس-کورش شهرکی

اکراین

00380974122635

00380936445331

ایران

00989137161430


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

گلبانگ مهر
دیلمان
نغمه ای از بهشت
ناشکیبا
موسیقی ایران
علاقه مندان حرفه ای موسيقی
موسیفی عاشقانه
تکنواز
دنیای موسیقی آرایا
لیلی موزیک
سازهای کوبه ای
موسیقی اصیل ایرانی
ملودی ساز من
چهره به چهره
نوای سنتور
همه چیز در مورد پیانو
باخ موتزارت بتهوون و باقی برو بچ
آهنگ و آهنگسازی
نت های خط خطی
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

اردیبهشت 1388

فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387


آرشیو موضوعی

گام شناسی
سبکها و ژانرهای موسیقی
پیرامون خنیاگری در ایران زمین
نفسی در هوای شعر


پیوندها

ماهنامه اینترنتی ژرفا
مقاله دات کام
نامه’ باستان
صادق هدایت
سکوت سنگ عاقبت, هق هق شد!
دست نوشته های من
تازی ستيز آريايی
آریا بوم
نسل سوم
شیدایان
مرز پرگهر
پيام اور آريايی
همراز اهورا
بانوی ایرانی
ايران شكوه از ياد رفته
يك ایرانی
به نام خالق پارس
زرتشت نخستین پیامبر جهانی
سلطنت کهنه
میهنم ایران
مزدشت
زرتشت و ایران باستان
کد آهنگ
دختر زرتشتی
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin